السيد موسى الشبيري الزنجاني
4454
كتاب النكاح ( فارسى )
كردى ، از آن ازدواج اطلاع داشتند ؟ وى در جواب عرض مىكند بلى آنها مىدانستند و سكوت كردند . امام عليه السلام نيز در جواب مىفرمايند سكوت آنها بعد از علمشان اقرار و اذن اجازه به نكاح تو است و لذا لازم نيست دوباره تجديد عقد نمايى « 1 » . از استفصال امام عليه السلام معلوم مىشود اگر موالى اطلاعى از عقد نداشتند به مجرد اينكه شخص پس از آزادى مالك امر خود شده و راضى به عقد خود است كفايت نمىكند و عقد او باطل است و بايد تجديد ازدواج كند اين مسأله قدرى شبيه به مسأله معروف « من باع شيئا ثم ملكه » است با اين تفاوت كه در اينجا مملوك عقد را براى خودش انجام داده آنگاه واجد شرايط اجازه مىشود . در مقابل اين روايت ، روايت ديگرى وجود دارد كه از آن استفاده مىشود كه نكاح مملوك پس از آزادى صحيح است . « دعائم الاسلام عن أبي جعفر عليه السلام انه سئل عن المكاتب يشترط عليه ان لا يتزوج الّا باذن الذي كاتبه حتى يؤدى مكاتبه قال : يلزمه ذلك اذا اشتراط عليه فان نكح فنكاحه فاسد مردود الّا ان يعتق فيمضى على نكاحه » « 2 » و ليكن اين روايت ضعيف السند است و نمىتواند با صحيحه معاوية بن وهب معارضه نمايد . حاصل اين شد كه اصل اولى در باب فضولى صحت است الّا مورد روايت معاوية بن وهب و در ساير موارد و لو اينكه روايات خاصهاى نيز بر صحت نداشته باشيم با تمسك به عمومات حكم به صحت فضولى مىكنيم . « * و السلام * »
--> ( 1 ) - الوسائل باب 26 من ابواب نكاح العبيد و الإماء حديث 1 ( 2 ) - جامع الاحاديث ج 26 ص 144 باب 19 از ابواب نكاح العبيد و الإماء ح 5